
در شهر دوسلدورف آلمان و در شرکت Galeria Kaufhof که یکی از حامی های اصلی مسابقه یوروویژن ۲۰۱۱ است، توماس صحبت هایی درباره این مسابقات می کند .
شرکت تصمیم گرفته که امسال خاطرات جالب و خنده دار از مخاطبین و شرکت کننده های مسابقه در طول سال های قبل جمع آوری کند.
برای این کار یک کتاب بزرگ چند متری تهیه شده تا افراد خاطره ها و داستان های خودشان را در آن بنویسند.

جهت افتتاح این کتاب توماس به همراه آقای Max Mutzke دعوت شدند و سپس توماس در مصاحبه ای کوتاه شرکت می کند:

– آقای توماس، از ملاقات با شما خوشبختم . شما در این کتاب چه داستانی مینویسید؟
توماس: سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۸ فراموش نشدنی بود ، همه ۳۰ دقیقه منتظر بودند تا نتایج رای گیری مشخص شود ، زمانی که برگه نتیجه اعلام می شود … صدای داد و تشویق و صوت سالن را فرا می گیرد … شما باید نام برنده را بخوانید ، این دو سال را که من نتایج را خواندم بیشتر در ذهن دارم .
– چه نظری درباره یوروویژن دارید؟
توماس: من از دوران کودکی شیفته مسابقات موزیکال بودم. تجربه مسابقه در تلویزیون . پس همراه این مسابقه خوام بود.

– در هنگام پخش مسابقات کجا خواهید بود؟
توماس: نمیدانم چه تغییراتی رخ می دهد ، این روزها در برلین درحال ضبط تلویزیونی هستیم .
– اگر به شما فرصت دوباره برای شرکت در یوروویژن بدهند سعی خواهید کرد؟
توماس: نه ، فکر نکنم . من Ralf Siegel ( فرد پیشرو در این مسابقه ) نیستم که بار ها و بارها شانسم را امتحان کنم!

– شما سال ۲۰۰۶ در همین یوروویژن شرکت کردید و دوره مقدماتی را در برابر گروه Texas Lightning از دست دادید، آیا ناراحت شدید؟
توماس: اگر شما به این مسابقه بروید ، حتما انتظار دارید مسابقه به نفعتان باشد ، اما خوشحالم که کارم خیلی کوتاه بود .
– چرا؟
توماس: یوروویژن سال ۲۰۰۶ خیلی مسخره بود ، دست آخر هم گروه ترسناک Lordi برنده شد!
– چرا در این مسابقه شرکت می کنند؟
توماس: این واقعا افتخار است و افتخار هم زمانی است که برای کشور باشد.

– شانس پیروزی دوباره خانوم Lena Meyer که سال قبل فاتح این مسابقه بود چگونه است؟
توماس: من کاملا تردید دارم . او شانس خوبی برای رتبه ۱۰ به بالا دارد ، و من به او گفتم آرزو پیروزی تو را دارم .

نوشته توماس برای صفحه اول کتاب “داستان های یوروویژن”