امروز برابر است با :28 ژانویه, 2026

توماس : ۵۰ سالگی که سنی نیست !


کوبلنز ، ۱ مارس ۱۹۶۳ بود ، زمانی که برند (توماس) اولین گریه خود را کرد . چه کسی فکر میکرد که این پسر رشد کند و ستاره ای جهانی شود . توماس آندرس ۵۰ سالگی خود را جشن میگیرد . ما هم به او تبریک میگوییم .

– در ۵۰ سالگی هستید ، تبریک بگوییم یا تسلیت ؟!

توماس :
همیشه تبریک ! اگر شما ده سال دیگر هم بپرسید می گویم : تبریک ! ( توماس با خنده )

– پس حتما شما تولدتان را جشن میگیرید؟

توماس :
فکر میکنم احمقانه است افرادی را میبینم که تولد خود را جشن نمیگیرند . آنها نمیخواهند که دیگران بدانند سنشان بیشتر شده. این به چه معنی است؟

سن بالا هم بخشی از زندگیست  و تا قبل از مرگ آن را دارید . …
علاوه بر این ها ۵۰ سالگی که سنی نیست ، ۵۰ سالگی همان ۴۰ سالگی جدید است فقط با تجربه و عقل بیشتر . امیدوارم .

– چگونه جشن میگیرید؟

توماس : در کوبلنز با خانواده جشن میگیریم . دوستان بسیاری دعوت میشوند مخصوصا افرادی که من چند سال آنها را ندیده بودم و بسیار خوشحال میشوم .

– بعضی وقت لازم است کمی به گذشته نگاهی داشته باشیم . شما قبل از توماس آندرس را به یاد دارید؟

توماس :  اولین بار ۱۵ سال پیش بود ، این اتفاق فقط یک بار رخ داد .من توماس آندرس ۳۵ ساله بودم .
باید اندکی تصویر سازی کنم . با خوشی دوران کودکی و جوانی را در Maifeld به یاد دارم ، همراه پدر و مادر و خواهر و برادرم . بزرگتر شدم و به دبیرستان رفتم .

همه این ها من را تحت ثاثیر قرار داده بود. این سال ها سال های شکل گیری من بود .بعد از آن چیزهای زیادی آموختم که میتوانم آن ها را استفاده کنم .

با نگاهی به گذشه یک چیز برایم جالب است : برایم هیچ خاطره مورد علاقه ای که به یاد داشته باشم وجود ندارد .
اما به یاد دارم احساس آن روزهایی که جلوی مردم به روی صحنه می ایستادم.
این سحر و جادو است که پدیدار میشود .

حس رقابت .اگر میخواهید چیز خاصی ارائه کنید ، آن را باید در قالب مسابقه نشان دهید . عموم مردم تصمیم خواهند گرفت که چه کسی خوب یا بد است .

– تا زمانی که مرد شماره یک آلمان شدید…

توماس : این امر به ویژه با نگاهی در گذشته لحظه ای از تجربه است . در واقع اولین بار این رویداد را نمیتوان درک کرد! وقتی با کسی که در قرعه کشی برنده شده است تماس بگیرید و بگویید شما برنده شده اید ، او اولین بار واکنش نشان میدهد که ” باور نمیکنم ! ” . بدین معنی است که بعدا آن را درک خواهد کرد .

برای من نیز همین بود. شرکت ضبط زنگ زد و گفت : You are my heart you are my soul شماره یک شد!
با نگاهی به گذشته میبینم که زندگی من با آن موفقیت و با مدرن تاکینگ تراز جدیدی بود که غیر قابل برگشت است . اگر همه این اتفاقات پیش نیامده بود ، امروز زندگی من بسیار متفاوت بود .

– چگونه بود؟ شما چه فکر میکردید؟

توماس : اممم ، سوال خوبی بود.

– ما نمیدانیم ، درست است؟

توماس : شاید هر کاری که خلاقیت داشته باشد انجام میدادم ، هر چیزی که با موسیقی است .
ادبیات آلمانی مطالعه میکردم T روزنامه نگاری یا موسیقی شناسی ، شاید من میتوانستم تبدیل به یک روزنامه نگار موسیقی بشوم !

– باز گردیم به امروز . دوست دارید چه کسی اولین نفر ۵۰ سالگی را به شما تبریک بگوید؟

توماس : خوب ، خوب ، نیاز نیست بحث را به شخص خاص دیگری بکشانید ( با خنده ) . فقط برای آرزو های خوب مردم امیدوار هستم . به صمیمیت امیدوارم  …

– اگر آقای بوهلن برای شما بسته ای بفرستند آن را باز نمیکنید؟

توماس : ( میخندد ) حتما ممکن است داخل آن یک بمب باشد !

– در این سن ۵۰ سالگی چه میخواهید ؟

توماس : در اصل ، پاسخ من واضح است ، برای همه آرزوی سلامتی میکنم .
من در واقع در قسمت آفتابی زندگیم هستم ، همیشه با این فکر از خواب برمیخیزم : “ خدای عزیز ، لطفا همه چیز را تغییر بده ! لطفا داستان بدی را برایم رقم نرن ، لطفا اجازده نده که خانواده ام ناسالم باشند “.

در ۵۰ سالگی اعضای بدن مانند قبل کار نمیکنند .
وقتی یک نفر سالم است درباره این چیزها فکر نمیکند ، اما اگر یک بار بیمار شود موضوع سلامتی در یک لحظه معنای واقعی میدهد .
میخواهم هر دقیقه قدردان و سپاسگذار باشم که سلامت زندگی میکنم .

“اطلاعات بیشتر در انجمن”


منبع:

  • www.rhein-zeitung.de

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *